تک بیتی،دو بیتی،رباعی های ناب  

 

 
 
تک بیتی ها و دوبیتی های ناب ناب ناب
 

در چنین عهدی که نزدیکان ز هم دوری کنند

یار غم بین که از من یک نفس هم دور نیست

***

گویا تو برون می روی از سینه وگرنه

جان دادن کس این همه دشوار نباشد

***

دل من در سبد عشق به نیل تو سپرد

نگهش دار به موسی شدنش می ارزد

***

جواب نامه ام از بس ز جانان دیر می آید

جوان گر می رود قاصد پیر می آید

***

دیدن روی تو را گریه نمی داد مجال

از پس پرده اشکم تو چه زیبا بودی

***

غریبی بس مرا دلگیر دارد

فلک بر گردنم زنجیر دارد

فلک، از گردنم زنجیر بردار

که غربت خاک دامن گیر دارد

***

بگذار عشق زمین گیر شود بعد برو

یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو

تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند

صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

***

به باد سست نهاد، اعتماد شاید کرد

به یار سست نهاد، اعتماد؟ ای فریاد...

*** 



 
  نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دوبیتی های ناب ناب ناب
 

باز کن دریچه قلبت را که قناری دلم

خسته از این هم رهایی، میل قفس دارد

***

شاد بودن هنر است و شاد کردن هنر والاتر

لیک هرگز نپسندیدم به خویش

که چون شکلک بی جان

شب و روز بی خبر از همه خندان باشم

بی غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد

***

ای که گفتی آشنایی با غریبان مشکل است

آشنایی می توان کردن جدایی مشکل است

***

جز غم نگشاید در کاشانه ما را

یا رب چه کسی داد نشان خانه ما را

***

توشه بخل میندوز که دود است و غبار

سوزن کینه مپرتاپ که خنجر گردد

***

در زمانی که وفا قصه برف به تابستان است

و صداقت گل نایابی است، به چه کسی باید گفت؟

با تو خوشبخت ترین انسانم

***

موج این بار چنان کشتی طاقت بشکست

که عجب دارم اگر تخته به ساحل برسد

***

گفتی به تو گر بگذرم از شوق بمیری

                       قربان سرت بگذر و بگذار بمیرم          (بیگدلی صباحی)  

*** 



 
  نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی دوبیتی رباعی های ناب
 

بر خاک بخواب نازنین تختی نیست

آواره شدن حکایت سختی هست

از اشک های پاک خود فهمیدم

لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

***

در مجالس حرف سرگوشی زدن با یکدگر

در زمین سینه ها تخم نفاق افشاندن است

***

قلبم ببر، جانم ببر، اما ز خود دورم مکن

بردی ببر، رفتی برو، اما فراموشم مکن

***

روزگار بی مروت لحظه ای شادم نکرد

در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد

در غریبی ناله کردم هیچ کس یادم نکرد

آرزوی مرگ کردم مرگ هم شادم نکرد

***

دلم تنگ است دل اندازه حجم ققس تنگ است

سکوت از کوچه لبریز است

صدایم خیس و بارانی است

***

اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست

بلبل پرشکسته را خیال آشیانه نیست

***

از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست

نیمه جانی است در این فاصله قربان شما

***

با خون خود نوشتم غربت مکان ما نیست

خنجر زدن به یاران در ذات عاشقان نیست

***

چنان در دل اشک ها غرق گشتم

             که از غم چو نقشی برآیم خدایا       (بهادر یگانه)

***

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

آمدم نعره مزن، جامه مَدَر، هیچ مگو

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت

و از این بی خبری رنج مبر، هیچ مگو

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق

برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این

*** 



 
  نوشته شده توسط زهرا در شنبه بیست و دوم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دوبیتی های ناب ناب ناب
 

***

یادها رفتند و ما هم می رویم از یادها

کی پر کاهی بماند در میان بادها؟

***

هر کس به تماشایی رفت به صحرایی

ما را که تو منظوری، خاطر نرود جایی

***

اما هنوز بر تنه ی کاج سالدار

نام دو یار دیرین مانده به یادگار

بالای کاج، تندر در ابر اشکبار

می غرّد از ته دل: ای تیره آسمان! 

جز نام چیز دیگر ماند در این جهان؟

                               یا نام نیز می رود از یاد روزگار؟        (گلچین گیلانی)

***

عاشقی پیداست از زاری دل

نیست بیماری چو بیماریِ دل

***

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست

امتحان ریشه هاست

ریشه هم هرگز اسیر باد نیست

انتهایش می رسد پیش خدا

***

نه نام کس به زبانم، نه در دلم هوسی

                   ز زندگیم همین بس که می کشم نفسی         (سیمین بهبانی)

***

پافشاری و استقامت میخ

سزد ار عبرت تو گردد

بر سرش هر چه بیشتر کوبند

                                    پافشاریش بیشتر گردد           (ملک الشعرای بهار)

***

هرگز دلم از یاد تو غافل نشود

گر جان بشود مهر تو از دل نشود

افتاده ز روی تو در آئیینه ی دل

                                عکسی که بهیچ وجه زایل نشود         (ابوالسعید ابوالخیر)

***

من آن درخت بی بر که شکست بار و برگم

     به امید سایه است هر کس نشست در پناهم         

***

دست طمع چو پیش کسان می کنی دراز

                  پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش       (نظیری نیشابوری) 

***

رخت بر بست ز دل شادی هنگام وداع

با غمت گفت که یا جای تو و یا جای من است

*** 



 
  نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه بیستم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دوبیتی های ناب ناب ناب
 
استفاده از مطالب وبلاگ فقط با ذکر نام وبلاگ مجاز می باشد.

گرچه گردآلود فقرم،شرم باد از همتم

گر به آب چشمه ی خورشید ، دامن تر کنم

***

خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است

کارم از گریه گذشته است از آن می خندم

***

فلک زد بر بساطم پشت پایی

که هر خاشاک من افتاد جایی

فلک را عادت دیرینه این است

که با آزادگان دایم به کین است

به جان می پرورد بی حاصلی را

کزو دل بشکند صاحبدلی را

نه امروزش چنین رفتار بودست

فلک تا بوده اینش کار بوده است

***

ما را دل از خوبان جدا نیست

صد حیف خوبان را وفا نیست

***

عشق یعنی تشنگی آموختن

در کنار آب لب را دوختن

*** 



 
  نوشته شده توسط زهرا در دوشنبه هفدهم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دوبیتی های ناب ناب ناب
 

هر روز که می رود شبی دنبالش

چون نیک کنی تفحص احوالش

مرگ است که می رسد ز اقلیم عدم

                        عمرست که می رود به استقبالش         (استرآبادی)

***

خوشا کسی که ازو هیچ بد به کس نرسد

                       غلام همت آنم که این قدم بردارد           (ابن یمین)

***

در آستان مرگ که زندان زندگی ست

تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم

پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل

یک روز خنده کردم و عمری گریستم

***

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

***

سودای دلم قسمت هر بی سرو پا نیست

خوش باش که یک لحظه دلم از تو جدا نیست

***

زندگی بی عشق اگر باشد، لبی بی خنده است

بر لب بی خنده باید جای خندیدن گریست

***

بعد لیلا نیز مجنون را به صحرا می کشند

آهوان مست جور او را می کشند

*** 



 
  نوشته شده توسط زهرا در شنبه پانزدهم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دوبیتی های ناب ناب ناب
 
استفاده از مطالب  فقط با ذکر نام وبلاگ مجاز می باشد.

عشق را با هر دلی نسبت به قدر جوهر است

قطره بر گل شبنم و در قعر دریا گوهر است

***

در تنگای حیرتم از نخوت رقیب

یا رب مباد که گدا معتبر شود

***

پرده مردم دریدن عیب خود بنمودن است

        عیب خود می پوشد از چشم خلایق عیب پوش       (صائب)

***

مشو مغرور اگر مشهور آفاقی به زیبایی

که من هم در غم عشق تو مشهورم به شیدائی      

***

آنقدر آه کشیدم ز جهان سیر شدم

صورتم گرچه جوان است ولی پیر شدم

***

دفتری گر بنویسند ز خوبان جهان

تو به سر دفتر خوبان جهان فهرستی

***

برای من که دلم چون غروب پاییزست

      صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است   (سهیلی)

***

به صد سال یک دوست آید به دست

            به یک روز دشمن بتوان کرد شصت      (اسدی توسی)

***



 
  نوشته شده توسط زهرا در جمعه چهاردهم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دو بیتی های ناب ناب ناب
 

از ضعف چنان شدم که بر بالینم

              صد بار اجل آمد و نشناخت مرا       (شوقی)

***

خوشا وقت سبکباری که از ملک جهان دارد

          رفیقی، لقمه نانی، خواب امنی، روح خرسندی      (سهیلی)

***

شمشیر کشیدی و نکشتی

فریاد ز لطف ناتمامت

***

با دیگران به مهری و با من به کین هنوز

 می سوزم از فراق تو ای نازنین هنوز   (گرگانی)

***

طعنه بر خاری من ای گل بی خار مزن

من به پای تو نشستم که چنین خوار شدم

***

شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم

از شیشه نبودم که از سنگ بمیرم

من آمده بودم که تا مرز رسیدن

همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم

***

دل که رنجید از کس خرسند کردن

شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است

***

در غریبی پنجه حسرت به دیوار کشیدم

غریبی نکشیدی که بدانی چه کشیدم

*** 



 
  نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دوبیتی های ناب ناب ناب
 
استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است.

زمانه عرصه مَرد، باید و نیست

                      طبیب هست و دوا هست، درد باید و نیست     (مشفق کاشانی)

***

هر چند که یک روز خوش از عمر ندیدیم

                           هر روز دگر حسرت دیروز کشیدیم         (فیروزکوهی)

***

عمر ما کوتاه دستان در غم دنیا گذشت

                     خوب یا بد بود، دور زندگی از ما گذشت     (گلچین معانی)

***

با خلق خدا سخن به شیرینی کن

اظهار نیاز و عجز و مسکینی کن

تا بر سر دیده جا دهندت مردم

                        چون مردم دیده ترک خودبینی کن    (امام خلخالی)

***

گر از هر باد چون بیدی بلرزی

اگر کوهی شوی کاهی نیرزی

***

این گل شیفته از محبس تنگ گلدان

به ستوه آمده است

بگذارید که در دشت خدا ریشه دواند!

***

دلی دارم که در تنگی در او جز غم نمی گنجد

غمی دارم ز دلتنگی که در عالم نمی گنجد

***

من طبیبا! ز تو بر خویش خبردارترم

                که مرا سوز فراقست و تو گویی که تب است    ( وصال شیرازی)

*** 



 
  نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دوبیتی های ناب ناب ناب
 
استفاده از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

 

از آتش فراقت شرحی شنیده بودم

                       لیکن درون آتش خود را ندیده بودم        (عارف طوطی همدانی)

***

آزادی اگر می طلبی غرقه به خون باید شد

***

ترسم ای مرگ نیایی تو و من پیر شوم

                             آنقدر زنده بمانم که ز جان سیر شوم          (فرخی یزدی)

***

این زندگی غم زده، غیر از قفسی نیست

تنها نفسی هست ولی هم نفسی نیست

***

امشب به رسم عاشقی یادی ز باران می کنم

در غربتی تاریک و سرد از غم حکایت می کنم

امشب وجودم خسته است از سردی دلهای سرد

آیا تو هم یاد منی در این غم شب های درد

***

از برگ گل نازکتری از هر چه گویم بهتری

خوبان فراوان دیده ام اما تو چیز دیگری

***

من موی خود نه از آن می کنم سیاه

که باز نوجوان شوم نو کنم گناه

چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند

من موی از مصیبت پیری کنم سیاه

***

عشق یعنی شب نشینی با خدا

گفتگو با ناله اما بی صدا

***

جانا دلم ز درد فراق تو کم نسوخت

                       آخر چه شد که هیچ دلت به دلم نسوخت      (اوحدی مراغه ای)  

***  



 
  نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه یازدهم فروردین 1388

 




 
 
تک بییتی ها و دوبیتی های ناب ناب ناب
 

گویند که هم صحبتی حور خوش است

هجران و وصال و عشق  پرشور خوش است

اما از عشق و وصل تو فهیمدم

آواز دهل شنیدن از دور خوش است

***

گفت آسان گیر کارها کز روی طبع

سخت گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

***

خاک شد هر که بر این خاک زیست

خاک چه داند که در این خاک کیست؟

***

مهربانی نقش هر نقاش نیست

هر کسی نقشی کشید نقاش نیست

***

چه دعایی کُنمَت بهتر از این

خنده ات از ته دل، گریه ات از سر شوق

***

گرچه باشی نازنین، ایام خارت می کند

گرچه باشی شیردل، دنیا شکارت می کند

***

عقل می گفت که دل، منزل و ماوای من است

                    عشق خندید که یا جای تو یا جای من است       (قوام السلطنه)

***

اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک

از آن گناه که نفعی رسد بغیر چه باک

***

راز خود با یار خود تا آنجا که بتوانی مگوی

یار را یاری بود از یارِ یار ، اندیشه کن

***

این که هر شب تا سحر آید ز چشمم اشک نیست

              گوهر جان است می ریزد به دامانم چو شمع       ( رنجی)

***

چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود

ندانستم که این دریاچه موج خون فشان دارد

*** 



 
  نوشته شده توسط زهرا در دوشنبه دهم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دو بیتی های ناب ناب ناب
 

زندگی تجربه تلخ فراوان دارد

دو سه تا کوچه و پس کوچه و یک عمر بیابان دارد

***

هیچ دردی بدتر از عافیت دائم نیست

تلخی تازه به از قند فراوان باشد

***

بیستون سفت ولی تا چه کند با دل شیرین

کاین نه کوهیست که از تیشه فرهاد بترسد

***

این شکایت نامه نامهربانی های توست

آنچه دیدم از جدایی ها، جدا خواهم نوشت

***

بسی ممنونم از دشمن که پیش دوست

هر ساعت بدم می گوید و می آردم هر لحظه در یادش

***

از بس که در زمانه یکی اهل درد نیست

اظهار درد خویش به دیوار می کنم

***

از درد سخن گفتن و از درد شنیدن

                 با مردم بی درد چه دردیست       (اوستا)

***

ای مصور صورت یار مرا بی ناز کش

چون به نازش می رسی بگذار من خود می کشم

***

پروانه صفت دیده به او دوخته بودم

وقتی که خبردار شدم سوخته بودم

خاکستر جسمم به سر شمع فرو ریخت

                              این بود وفایی که من آموخته بودم       (عاشق اصفهانی)     

***

آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت

عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت

***

راهیست راه عشق که هیچ کس کناره نیست

آن جا به جز آن که جان بسپارند چاره نیست

***

چه دشوار است انسان بودن و ماندن در این دنیا

چه زجری می کشد آنکس که انسان است

و از احساس سرشار است

*** 



 
  نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه نهم فروردین 1388

 




 
 
 
از اظهار لطف دوستان متشکرم نظرات شما باعث دلگرمی من است.

 



 
  نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه نهم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دو بیتی های ناب ناب ناب
 
استفاده از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

دل که افسرده شد از سینه برون باید کرد

                           مرده هر چند عزیز است نگه نتوان داشت        (نظام دستغیب)

***

ای دوست که فلک کرده مرا از تو جدا

از کجا غنچه بچینم که دهد بوی تو را

***

از دورها چه زیباست امواج آبی عشق

اما دریغ و افسوس چون می رسی سراب است

***

ای که با سلسله موی دراز آمده ای

فرصتت باد که دیوانه نواز آمده ای

***

چه خوب یادم هست

عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:

وسیع باش و تنها و سخت و سر بزیر     (سهراب)

***

بیا ای مرگ جانم بر لب آمد

بیا در کلبه ام شوری بر انگیز

بیا شمعی به بالینم بیفروز

بیا شعری به تابوتم بیاویز!

***

پای سروی جویباری زاری از حد برده بود

های های گریه در پای توام آمد به یاد

***

من از بیگانگان هرگز ننالم

که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

***

آنکه بیش از همه با ما دم یاری می زد

دست برداشت ز ما روز گرفتاری ما

***

از سینه تنگم دل دیوانه گریزد

دیوانه عجب نیست که از خانه گریزد

***

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا

ماه من، در چشم عاشق آب هست و خواب نیست

***

 



 
  نوشته شده توسط زهرا در شنبه هشتم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دو بیتی های ناب ناب ناب
 
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت

داد خود را زان مه بیدادگر خواهم گرفت

***

خنده می بینی ولی از گریه ما غافلی

خانه ما از درون ابر است و برون آفتاب

***

غمزه خوبان دل عالم شکست

شیردل آنست کز این غم بِرَست

***

اگر یادتان بود و، باران گرفت

دعایی به حال بیابان کنید

***

امروز که محتاج توام جای تو خالی

فردا که بیائی به سراغم نفسی نیست

***

تن اگر بیمار شد بر سر می آوردم طبیب

ای عزیزان کار تن سهل است فکر دل کنید

***

آنقدر رسم وفا مرده که ترسم

لیلی هم روزی اگر زنده شود یادی ز مجنون نکند

***

ساقی بیا که دست توانای روزگار

سیلی اگر زند به رخ ناتوان زند

***

چه مهمانان بی دردسری هستند این مردگان

نه به دستی ظرفی را آلوده می کنند، نه به حرفی دلی را

تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت

***

اشک است غم گسار دل داغ ديدگان

                                شبنم کند خنک جگر گرم لاله را            (صائب تبریزی)

***

دل جدا، دیده جدا سوی تو پرواز کند

                                گرچه من در قفسم بال و پرم بسیار است                    (یزدی )

***

برای گفتن من شعر هم به گِل مانده

نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده

صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا

به پیش درد عظیم خجل مانده

***

زنهار میازار ز خود هیچ دلی را

                                    کز هیچ دلی نیست که راهی به خدا نیست   (وصال شیرازی)

***

با کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است

با دهان تشنه مردن بر لب دریا خوش است

***

از بس که غم به سینه من بسته راه را

                    دیگر مجال آمد و شد نیست آه را    (شوریده شیرازی)

*** 



 
  نوشته شده توسط زهرا در جمعه هفتم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دو بیتی های ناب ناب ناب
 

 

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

ما جدا افتادگان را هیچ کس غمخوار نیست

جان فدای دوست کردن پیش ما دشوار نیست

***

بر دوستان رفته چه افسوس می خوریم

               ما خود مگر قرار اقامت نهاده ایم      (صائب)

***

هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید

***

گرچه خاموشم ولی آهم به گردون می رسد

دود شمع کشته ام در انجمن پیچیده ام

می دهم مستی به دلها، گرچه مستورم ز چشم

بوی آغوش بهارم در چمن پیچیده ام

***

ای خوش آن روز که با افسانه میلی داشتی

درد دل می گفتم و افسانه می پنداشتی

***

برو با هر که می خواهد دلت گشت چمن میکُن

اگر خواری بگیرد دامنت را یاد من میکُن

***

دل خوش مشرب ما داشت جوان عالم را

شد جهان پیر همان روز که ما پیر شدیم

***

ثوابت باشد ای دارای خرمن

           اگر رحمی کنی بر خوشه چینی   (حافظ)

***

باید که مَرد، مَرد باشد

آتشفشان درد ولی سرد

اینک پُرم از گریه، نمی بارم

***

گفتم ای دل که چو ما خانه خرابی دیدی؟

گفت ما خانه ندیدیم به ویرانی خویش

***

گیاه وحشی کوهم، نه لاله گلدان

مرا به بزم خوشی های خودسرانه مبر

به سردی خشن سنگ خو گرفته ام

                      مرا به خانه مبر، جایگاه من کوه است       ژاله اصفهانی

***

چون جام در این میکده از دست حریفان

خون می خورم و زَهره فریاد ندارم

***

گفتمش: زیباترین لبخند چیست؟

گفت: لبخندی که عشقِ سربلند وقت مردن بر لب مردان فشاند

***

ناله را هر چند می خواهم که پنهان برکشم

سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن

***

دردم نه همین است که بستند پرم را

ترسم نرسانند به گلشن خبرم را

از حسرت مرغی که جدا مانده ز گلشن

آگه نشدم تا نشکستند پرم را

***



 
  نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه ششم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دوبیتی های ناب ناب ناب
 

 


من به مردن راضیم پیشم نمی آید اجل

بخت بد بین کز اجل هم ناز می باید کشید

***

تو را می بینم و میلم زیادت می شود هر دم

تو را می بینم و دردم زیادت می شود هر دم

***

ای فلک چند ز پی سامانی

کو به کو در به درم گردانی

چند نازی تو به این حشمت و جاه

به تو این جاه و جلال ارزانی

***

اظهار عجز در بر ظالم روا مدار

اشک کباب موجب طغیان آتش است

***

دردا که در آب تشنه می باید مُرد    (وراوینی)

***

فریاد من شکسته اگر در گلو، وگر

فریاد من رسا،  من از برای راه خلاص خود و شما

فریاد می زنم، فریاد می زنم!     (نیما)

***

ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است

ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است

***

ای که می دانی ندارم غیر درگاهت پناهی

       دیگر از من برمگردان روی خود، گاهی نگاهی     (اخوان)

***



 
  نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه پنجم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دو بیتی ها ناب ناب ناب
 


ما سبکباریم و از لغزیدن ما چاره نیست

عاقلان با این گران سنگی چرا لغزیده اند؟

***

گرگ درنده ای تاخت به من به نام زندگی 

                 پنجه که در جگر زند نام نهد نفس مرا        (شهریار)

***

به گریه بر سر راهش فتاده بودم دوش  

بخنده گفت از این رهگذر چه می خواهی؟

***

گر خزان حمله کند بنده آن بلبل مستم 

که جدایی نکند از گل و در لانه دهد جان

***

ای که می گویی مشو دیوانه زلفش بگو    

تا نجنباند نسیم صبحدم زنجیر ما

***

از برای تجربت چندی مرا دیوانه کن

گر به از مجنون نباشم باز عاقل کن مرا

***

گر در اوج فلک باید مرد               

                   عمر در گَند به سر نتوان برد     (خانلری)

 ***

دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش

                ستون به سقف تو می زنم، اگرچه با استخوان خویش    (بهبهانی)

***

گفتمش با غم هجران چه کنم؟       گفت: بسوز

گفتمش چاره این سوز بگو            گفت: بساز

***



 
  نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه پنجم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دو بیتی های ناب ناب ناب
 

 

همت اگر پای به میدان نهد

گوی فلک در خم چوگان نهد       

وحشی بافقی

***

افسانه حیات به پایان رسید و باز

 شبهای انتظار به پایان نمی رسد

امیری فیروزکوهی

***

دلم در ساحل دریای چشمت فریب مردمک ها را چرا خورد

به ذوقی کودکانه زد به دریا که موجی آمد و بیچاره را برد

؟

***

گرفتار خویشم من، آوخ که نیست

یکی کاوه تا بفشرد نای من

فرو کوبد آن پتک رویینه سای

به پیچیده پیوند پی های من  

توللی

***

حسرت نبرم به خواب آن مرداب

کارام درون دشت خفته است

دریایم و نیست باکم از طوفان

دریا همه عمر خوابش آشفته است

شفيعي كدكني

***

شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد

من مرثیه خوان دل دیوانه خویشم

نصرت رحمانی

*** 



 
  نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه پنجم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی، دوبیتی، رباعی های ناب
 

 تک بیتی ها و دو بیتی های ناب ناب ناب


یا رب مکن از لطف پریشان ما را

هر چند که هست جرم و عصیان ما را

لطف تو غنی و ما محتاجیم

محتاج به غیر خود مگردان ما را

 ابوسعید ابوالخیر

***

روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده ام

چون نگاه آشنا از چشم یار افتاده ام

صائب تبریزی

***

تاریک شد از مهر دل افروزم روز

شد تیره شب، از آه جگر سوزم روز

شد روشنی از روز و سیاهی ز شبم

اکنون نه شبم شبست و نه روزم روز

منوچهری

***

ماه رویان جهان رحم ندارد دلشان

باید از جان گذرد هرکه شود عاشقشان

روز اول که سرشتند ز گل پیکرشان

سنگی اندر دلشان بود همان شد دلشان

؟

***

در مجلس خود راه مده همچو منی را

کافسرده دل، افسرده کند انجمنی را

***

شاه و گدا به دیده دریادلان یکیست

پوشیده است پست و بلند زمین در آب

صائب تبریزی

***

 سر سبزی گلشن بود از همت اشکم

یک برگ چمن نیست که شرمنده من نیست

فرقتی

***

موج این بار چنان کشتی طوفان بشکست

که عجب دارم اگر تخته به ساحل برسد

سعدی

***

آگه نیم که عمر گران چه سان گذشت

خوابم ربوده بود که این کاروان گذشت  

آزاد کشمیری

***

هر آنکه نغمه خواهش برآید از سازش

صدای ریختن آبروست آوازش

وحید قزوینی

***

 



 
  نوشته شده توسط زهرا در چهارشنبه پنجم فروردین 1388

 




 
 
تک بیتی ها و دو بیتی های ناب ناب ناب
 


ای در دل من اصل تمنا همه تو

وی در سر من سرمایه ی سودا همه تو

هر چند که در روزگار می نگرم

امروز همه تویی و فردا همه تو

ابوسعید ابوالخیر

***

احساس سوختن به تماشا نمی شود     

آتش بگیر تا بگویم چه می کشم

 عباس خیرآبادی

***

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری

دانی که رسیدن هنر گام زمان است

ه.ا.سایه

***

یاد آن روز که بر صفحه ی شطرنج دلت  

شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم

؟

***

دردا که دوای درد پنهانی ما

افسوس که چاره پریشانی ما

بر عهده جمعی که پنداشته اند

  آبادی خویش به ویرانی ما    

  (موسوی گرمارودی)

***

گوهر غم نیست جز در بحر طوفان زای عشق 

کیست از ما ای حریفان، دست از جان شسته ای؟

 علامه دهخدا

***



 
  نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه چهارم فروردین 1388

 




 
 
مطالب پیشین
 
 

 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by takbayti
This Template  By Theme-Designer.Com

 
 

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

 

.:: About ::.

شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد

من مرثیه ساز دل دیوانه ی خویشم

.:: Categories ::.

اشعار ناب فارسی
سچیلمیش تورکی شعرلر
شاعران برون مرزی
مذهبی
شاعران امروز

.:: Links ::.

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
استخاره
چت روم
تورکی شاه بیت لری ( فیسبوک)
تک بیت های ناب (فیسبوک)
اشعار ناب- وبلاگ ديگر نويسنده
خلوت من- وبلاگ ديگر نويسنده
اشعار عاشورايي- وبلاگ ديگر نويسنده
وامق
تار آذربایجان
باهم زندگی( دخترباران - واله)
نی زیباترین ساز دل
تئلیم خان
اشعار ترکی و فارسی(کیان)
نانوشته ها یا نان و شته ها(هذیانهای بی کسی)
سكسه هاي يك مست
از آن شبی که برنگشتی...
احادیث قدسی
شکوه لحظه ها
دل بریده
عارفانه
عاشقانه ( سکوت)
تک بیت روز
اشعار طنز فارسي
عاشقانه ها
کتابخانه دیجیتال فرهنگسرای عطار
زهی عشق
طلوع روشنایی
یادگیری فوق سریع لغات زبان
شعرهای بسیار زیبا
بهترين و زيباترين اشعار و قطعات فارسی
حرف هایی برای نگفتن
در دل شب
بیت بیت
دستانِ من،شعرهای منتشر نشده ی توست

.:: LinkDump ::.

اشعار مذهبی- وبلاگ دیگر نویسنده
خلوت من- وبلاگ دیگر نویسنده
اشعار ناب - وبلاگ دیگر نویسنده
لیست تمام پیوند ها

.:: Others ::.

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

فال حافظ

Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net

.:: Archive ::.

آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
ادامه ی آرشیو ماهانه